محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

97

ضياء العيون ( فارسي )

كه با عسل سرشته باشند كحل روشنايى به عربى جالب النور كويند يعنى كشندهء نور از براى ضعف بصر نافع بود و جرب و سبل و ظفره و بياض كهنه و غشاوهء عين را سود دارد و شادنج عدسى مغسول نحاس محرق اقليميا فضى نمك هندى بورهء ارمنى زنكار از هركدام چهار درم فلفل سفيد فلفل سياه كف دريا از هركدام هفت درم دارفلفل صبر سقوطرى سنبل الطيب قرنقل از هركدام جهار درم و نيم زنجبيل پوست بليلح از هركدام دو درم زعفران نوشادر از هركدام يك درم آنچه مىبايد سوخت و شست بطريقى كه سابقا مذكور گشت عمل كند و داروهاى ديكر را بسيار نرم بكوبند و نرم به‌بيزند و همه را باهم مخلوط سازند و باز صلايه كنند تا مثل غبار شود و در جايى نكاه دارند كه از تصرف هوا محفوظ باشد و از كرما و نم و غبار سالم باشد و در وقت احتياج اكحال نمايند و مبالغه در سحق و صلايه اين داروها يعنى اكحال بيشتر از شيافات مىبايد كرد جرا كه شيافات يك مرتبه